به گزارش شهرآرانیوز، در بیستوششمین روز جنگ «رمضان» شاهد صحنه نبرد در میدان روایتها و تحلیلها در جهان بودیم. سیاستمداران، فرماندهان سابق نظامی، تحلیلگران روابط بینالملل و حتی اقتصاددانان در سراسر جهان درباره پیامدهای این جنگ سخن گفتند. از واشنگتن تا لندن، از مسکو تا دوحه و تهران، مجموعهای از اظهارنظرها نشان میداد که این جنگ کانون توجه همه کارشناسان است؛ جنگی که برخی آن را «اشتباه راهبردی بزرگ» میدانند و برخی دیگر آن را آغاز مرحلهای تازه از رقابت قدرتها در نظام بینالملل.
در داخل ایالات متحده، بسیاری از سیاستمداران به شدت از تصمیم دولت برای ورود به جنگ علیه ایران انتقاد کردهاند. کریس مورفی، سناتور آمریکایی، در واکنشی تند اعلام کرد: «چهار هفته از جنگ ویرانگری که دونالد ترامپ علیه ایران آغاز کرده میگذرد و تنگه هرمز همچنان بسته است. این پیامد کاملاً قابل پیشبینی بود، اما ترامپ هیچ برنامهای برای مقابله با این بحران نداشت و هنوز هم ندارد.» پتی موری، دیگر سناتور آمریکایی، نیز با اشاره به وعدههای انتخاباتی ترامپ گفت: «ترامپ وعده داده بود جنگ جدیدی راه نمیاندازد و قیمتها را کاهش میدهد؛ اما آمریکاییها دقیقاً شاهد نقطه مقابل آن هستند.»
رابرت گارسیا، عضو مجلس نمایندگان آمریکا، نیز معتقد است این جنگ پیامدهای مستقیم اقتصادی برای شهروندان آمریکایی داشته است. او گفت: «ترامپ با راه انداختن جنگی که هیچکس خواهان آن نیست، باعث بالا رفتن قیمت بنزین در آمریکا شده است.» در همین حال برنی سندرز، سناتور باسابقه آمریکایی، صریحتر از بسیاری دیگر سخن گفت. او در گفتوگویی با سیانان اعلام کرد: «مردم آمریکا مشکلات اقتصادی دارند و جنگ نمیخواهند. قیمت بنزین در حال افزایش است و بسیاری از مردم با هزینههای سنگین زندگی دست و پنجه نرم میکنند. این جنگی نیست که مردم آمریکا بخواهند.» چاک شومر، رهبر دموکراتهای سنا، نیز با اشاره به افزایش قیمت سوخت گفت: «یک ماه پیش قیمت هر گالن بنزین ۲.۹۳ دلار بود و امروز به ۳.۹۴ دلار رسیده است. تنها یک نفر مقصر است: دونالد ترامپ.»
برخی مقامات سابق آمریکایی نیز از اختلاف راهبردی میان آمریکا و اسرائیل در این جنگ سخن گفتهاند. جیک سالیوان، مشاور پیشین امنیت ملی آمریکا، معتقد است اهداف دو طرف یکسان نیست. او گفت: «هدف اسرائیل از این جنگ ایجاد هرجومرج در داخل ایران است و از نگاه آنها یک ایران فروپاشیده تهدید کمتری محسوب میشود. اما آمریکا نمیتواند چنین رویکردی داشته باشد، زیرا فروپاشی ایران میتواند اقتصاد جهانی را فروبپاشد.»
سالیوان همچنین هشدار داد حتی اگر به برنامه هستهای ایران ضربه وارد شود، این به معنای پایان تواناییهای آن کشور نیست. به گفته او، «ایران همچنان ذخایر اورانیوم غنیشده، سانتریفیوژها و دانشمندان لازم برای ادامه برنامه هستهای را در اختیار دارد.»
در میان تحلیلگران روابط بینالملل نیز نگرانیهای گستردهای درباره سرنوشت این جنگ وجود دارد. ایلان گلدنبرگ، رئیس پیشین میز ایران در پنتاگون، معتقد است ایالات متحده در حال گرفتار شدن در «باتلاقی راهبردی» است. او در تحلیلی برای فارنافرز نوشت دولت آمریکا بدون داشتن «تئوری پیروزی» مشخص وارد این جنگ شده و هدف اعلامشده یعنی تغییر نظام در ایران عملاً دستنیافتنی است.
جان مرشایمر، نظریهپرداز مشهور روابط بینالملل، نیز هشدار داد: «به پیروزی سریع نرسیدهایم و احتمال شکست جدی وجود دارد. ایران نه تنها میتواند به نیروهای آمریکایی خسارت وارد کند بلکه توانایی آسیب زدن به اقتصاد جهانی را نیز دارد.» ایو دالدر، سفیر پیشین آمریکا در ناتو، حتی پا را فراتر گذاشت و گفت: «اگر جنگ عراق یک اشتباه فاحش بود، جنگ ایران از آن هم بدتر است.»
برخی از فرماندهان سابق نظامی نیز نسبت به سرنوشت این جنگ هشدار دادهاند. جیم متیس، وزیر دفاع پیشین آمریکا، اعلام کرد: «اصابت به ۱۵ هزار هدف نظامی بدون داشتن یک نقشه راه واقعی هیچ معنایی ندارد. شعارهایی مانند تسلیم بیقید و شرط یا تغییر رژیم از ابتدا توهم بودند.»
مارک اسپر، وزیر دفاع پیشین آمریکا، نیز معتقد است جنگ برخلاف انتظارها به تضعیف ایران منجر نشده است. او گفت: «ایرانیها پس از سه هفته جنگ جسورتر شدهاند و نشانهای از تسلیم دیده نمیشود.» الکس یانگر، رئیس پیشین سازمان اطلاعاتی MI۶ بریتانیا، نیز در ارزیابی خود اعلام کرد: «در شرایط فعلی، این ایران است که دست بالا را در جنگ دارد.» گرنت شپز، وزیر دفاع سابق بریتانیا، نیز به دشواری پیروزی در این جنگ اشاره کرد و گفت: «نباید انتظار داشت ایرانیها پرچم سفید بالا ببرند.»
اقتصاددانان و تحلیلگران انرژی نیز پیامدهای جهانی جنگ را مورد توجه قرار دادهاند. استیو هانکه، اقتصاددان دانشگاه جانز هاپکینز، با اشاره به نظرسنجیها گفت: «۶۱ درصد آمریکاییها با حملات نظامی علیه ایران مخالفند و افکار عمومی علیه رئیسجمهور جنگطلب برگشته است.»
رابرت پیپ، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو، نیز معتقد است این جنگ به جای تضعیف ایران، موقعیت آن را در اقتصاد جهانی تقویت کرده است. او گفت: «بسته شدن تنگه هرمز باعث شده ایران عملاً کنترل قیمتهای جهانی نفت و حتی غذا را در اختیار بگیرد.» در همین حال تریتا پارسی، تحلیلگر سیاسی، با اشاره به افزایش صادرات نفت ایران گفت: «جنگ ترامپ و اسرائیل عملاً به کاهش تحریمها علیه ایران منجر شده است.»
در منطقه نیز واکنشها قابل توجه بوده است. نیچیروان بارزانی، رئیس اقلیم کردستان عراق، تأکید کرد که اقلیم کردستان قصد ندارد به تهدیدی برای ایران تبدیل شود و سیاست آن «حفظ ثبات منطقه» است. سخنگوی وزارت خارجه قطر نیز با لحنی متفاوت گفت: «ایران هزاران سال است که در این منطقه حضور دارد. هیچ ملتی از بین نخواهد رفت و ما باید راهی برای زندگی در کنار یکدیگر پیدا کنیم.» رئیس کمیسیون اروپا نیز خواستار بازگشت به مذاکرات شد و تأکید کرد: «وضعیت فعلی برای بازار انرژی جهانی بسیار خطرناک است و باید به میز مذاکره بازگشت.»
در داخل ایران نیز مقامات سیاسی تأکید کردهاند که پایان جنگ تنها در شرایطی ممکن است که شروط مشخصی تحقق یابد. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، گفت: «ما تمام تحرکات ایالات متحده در منطقه را زیر نظر داریم. آنچه ژنرالها خراب کردهاند، سربازان نمیتوانند درست کنند.» عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، نیز اعلام کرد: «آتشبس بدون تضمین، تنها چرخه تکرار جنگ خواهد بود.» او افزود سیاست ایران در شرایط فعلی «ادامه مقاومت» است و هیچ مذاکرهای تا زمانی که شروط ایران پذیرفته نشود انجام نخواهد شد.
مرور اظهارات سیاستمداران و کارشناسان در روز بیستوششم جنگ نشان میدهد که این درگیری به مرحلهای رسیده که روایتهای آن به اندازه عملیاتهای نظامی اهمیت پیدا کرده است. در حالی که برخی از سیاستمداران غربی از «اشتباه راهبردی» سخن میگویند، تحلیلگران امنیتی درباره فرسایشی شدن جنگ هشدار میدهند و اقتصاددانان از شوکهای انرژی و پیامدهای جهانی آن میگویند.
در چنین فضایی، آنچه بیش از همه جلب توجه میکند این است که حتی در میان مقامات و تحلیلگران غربی نیز اجماع روشنی درباره امکان پیروزی در این جنگ وجود ندارد. بسیاری از آنها معتقدند این درگیری نه تنها معادلات منطقهای، بلکه آینده اقتصاد جهانی و جایگاه قدرتها در نظام بینالملل را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد.